دلتنگيهايم را در صندوقچه دلم مي گذارم،
شايد تصوير يادها از خاطرم برود.
اما نه....
هنوز عطر تو در فضاي خيالم موج مي زند.
امواج خيالم سهمگين و درياي رؤيايم طوفاني است.
من از صداي خروشان امواج مي ترسم.
من از ذورق وجودم که بر روي اين امواج،
سرگردان و متلاطم،
هر دم به گوشه اي رانده مي شود واهمه غرق شدن دارم









